ت ن د ی س ع ش ق

متن مرتبط با « اطلاعات» در سایت ت ن د ی س ع ش ق نوشته شده است

خانه دوست...آمدم نبودی، اما مهربانیت جان داده بود به خانه ات

  • نیلوبلاگ

    خانه دوست...آمدم نبودی، اما مهربانیت جان داده بود به خانه ات و چقدر مردم این خانه مهربان بودند و نجیب و اصیل...و چه مهربانی در وجودشان ریشه نهاده بود؛ دل دردشان بزرگ بود، اما به گمانم دلشان بزرگتر... خدای مهربان محکم در بغل خود بگیرد آن ها را، میگیرد، میدانم ... و امشب به این فکر کردم که چقدر دیر رسیدم من...چقدر دیر رسیدم من و چرا آن بهمن مهربانی را از دست دادم...چرا مهربانی های بهمن وار را از دست که می دهم دلتنگ باقی میمانم؟! راستش را بگویم همیشه در دلم میماند که چرا در آن شب زمستانی با شما د...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    خدایا فلسفه ات برای آفریدن دوری چه بود؟...

    ادامه مطلب
  • لطفن

  • نیلوبلاگ

    خودت باشxa0 کمی سخت استxa0 اما خودت باشxa0 و زیبایی های زندگی خودت را بخواه...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    نمیدانیxa0 وقتی بوی عطر توxa0 در خیابان های این شهرxa0 جاریست؛ چه حالیست...چه حالی...

    ادامه مطلب
  • زندگی

  • نیلوبلاگ

    بعضی روزها هم باید از دنیا پرسید ما الان دقیقا چند چندیم؟ #زندگی...

    ادامه مطلب
  • اعتنا

  • نیلوبلاگ

    http://mp3pars.ir/album/benyamin-bahadori-85...

    ادامه مطلب
  • عشق

  • نیلوبلاگ

    همه ما دنبال عاشقی هستیم. از یک روزی به بعد همه ما دنبال عاشقی هستیم. نمیدانم چرا اما انگار اگر عاشق نشویم یک جای قصه می لنگد. لنگیدن که پای ثابت زندگی ما شده است حالا انگار اگر در این مقوله نلنگیم نمی شود. البته من اعتقاد دارم همین که می آییم نلنگیم باعث می شود که بیشتر وبیشتر بلنگیم. مثلن برای من همیشه عجیب و غریب بوده است که بچه های هشت و نه ساله چطور مفهومی از عشق و عاشقی پیدا می کنند اما من با این علم و کتل و سن و سال هنوز نتوانسته ام بفهمم که در عاشقی باید شجاع بود و باید شجاعت به خرج داد....

    ادامه مطلب
  • صندوق پستی

  • نیلوبلاگ

    نامت را به گوشه نامه ات سنجاق کن دیدن نامت آرامم می کند...

    ادامه مطلب
  • باغ موزه هنر ایرانی

  • نیلوبلاگ

    آن جلوتر کافه ای آهنگ هایی را می نوازد که دل نگار است، آرام است...سمت راستم عده ای جوان جشن شادی تولد دوستشان را با هم شریک می شوند و من توشحالم که خوب حالی آدم ها را می توان دید...به عادت مالوف، برای نوشتن آمده ام... آمده ام در محیط آرامی که سقف ندارد و با سقفی نامطمئن آرامش خودش را گم نکرده است، بنویسم تمام امروزم را... بنویسم تمام روز مره گی هایم را...بنویسم که هنوز نرسیده ام پیروز را بنویسم...بنویسم و خدا را شاکر باشم برای آرامش نوشتن... که خدا را شاکر باشم برای آرامش موسیقی که هنوز عشق می د...

    ادامه مطلب