عشق

خرید بک لینک

همه ما دنبال عاشقی هستیم. از یک روزی به بعد همه ما دنبال عاشقی هستیم. نمیدانم چرا اما انگار اگر عاشق نشویم یک جای قصه می لنگد. لنگیدن که پای ثابت زندگی ما شده است حالا انگار اگر در این مقوله نلنگیم نمی شود. البته من اعتقاد دارم همین که می آییم نلنگیم باعث می شود که بیشتر وبیشتر بلنگیم. مثلن برای من همیشه عجیب و غریب بوده است که بچه های هشت و نه ساله چطور مفهومی از عشق و عاشقی پیدا می کنند اما من با این علم و کتل و سن و سال هنوز نتوانسته ام بفهمم که در عاشقی باید شجاع بود و باید شجاعت به خرج داد.

که اشکال ندارد اگر آدمی، اگر آدمی زیادی یاد بگیرد که عاشقی کند. راستش را بگویم من میترسم. من میترسم که در هجوم تمام زنگ زدگی ها و لنگیدن ها در این مقوله هم بلنگم.میترسم قلبم را بسپرم به آدمی که هنوز نمیدانم لیاقتش را دارم و یا اویی که می آید لیاقتم را دارد یا خیر؟

راستش را بگویم اگرچه همواره بر این اعتقاد بوده ام آن هنگام که قلبم لایق باشد عشق به در خانه اش می آید اما گاهی نگران می شوم که با این وضعیت افسار گسیخته جامعه عشق یادش برود به در خانه ام در بزند.

که یابیاید و در بزند و من در خانه نباشم.

اینکه بترسیم یا نترسیم فرقی نمی کند اما من هیچ گاه نفهمیدم در مقوله عشق کی و کجا می توان شجاع بود؟ راستش را بگویم در این دنیای بی دنیا اینکه عاشقیت هم عاشقانه نباشد اصلن حس و حال و هوای خوبی نیست.

خوب نیست که عاشقی بلد باشی و عاشقی نکنی. خوب نیست که عاشق باشی و عشق را نثار نکنی.

نمیدانم شاید من اشتباه می کنم که فکر می کنم عشق دو نفره یکی از خاص ترین مدل های عشق است اما امیدوارم حال عشق تمام ما آدمیان خوب باشد. امیدوارم یاد بگیریم عاشقی کردن و عاشق شدن را و انقدر منتظر عشق نباشیم که تمام روابطمان تحت تاثیر قرار بگیرد. خدایا ما بلد نیستیم یا حال عشق بد است که باید برای هرگونه محبت کردنی مراقب باشیم؟

خدایا اگه حال بخش های دیگر زندگی ما خوب بود انقدر به دنبال عشق می گشتیم؟ نمیدانم اما تو بدان در عنفوان جوانی، بس که مراقب دریچه های قلبم بوده ام و آن را در غار مراقبت فسرده کرده ام گاه می گویم شاید این مراقبت ها کار خوبی نبوده.

آخر میدانی من همیشه معتقد بوده ام و معتقد هستم آدمی همواره تنها یک بار عاشق راسخ می شود و برای آن عشق باید بجنگد و بتلاشد!

اینکه جنگجو بودن و متلاشی شدن تا به کجا ادامه خواهد داشت، موضوعی است که شاید فلاسفه هم پاسخی برای آن نیابند اما قصه همان ماهیت عشق است که در من و ما باید باشد.

خدایا حواست به عشق هایمان هست؟ خدایا در باب عشق زیاد باید حرف زد، زیاد می توان حرف زد اما من حالا سکوت کرده ام و می خواهم تشنگی بدست آورم. حواست به تشنگی هایم باشد، میدانم که حواست به خستگی هایم هست.

حواسمان به دوست داشتن های مابینمان نیز هست.

لبخند میزنم! به گمانم در زمینه عاشقی هم باید صبور بود و سخت نگرفت...

ت ن د ی س ع ش ق...

ما را در سایت ت ن د ی س ع ش ق دنبال می‌کنید

برچسب: عشق,عشق بازی,عشق النساء,عشق ممنوع,عشق ودموع,عشق اجاره ای,عشق من,عشقم,عشق یعنی,عشق ودموع الجزء الثاني, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 5:28

صفحه بندی